أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

329

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

هماى لواى جهانگشاى را ذى بال ساختن و مهچهء علم نصرت پرچم به محاربهء خان شيبانى به اوج كشورستانى برافراختن « 1 » در اثناى اين نسخه نه ورق * كه راز جهان مىكند برطبق طرازندهء نامهء شر و خير * جواد قلم را چنين داد سير كه چون رأى جهان‌بخش و ضمير عالم درخش از مجلس طوى بزرگ بازپرداخت و خاطر صغار و كبار را به ايادى بحركردار كان‌آثار به دست آورده خرّم و خوشحال ساخت ، هماى علم دولت‌طراز بال تسخير خراسان گشوده به آن جانب در پرواز آمد و بر اثر آن افواج لشكر انجم‌اثر چون امواج بحر در بر ، متحرّك گرديدند . صحرا و دشت از جودت رفتار دواب چون درياى بىپاياب گشت و هموارى آن صحارى كه سطح آنها به پاىمردى « وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ » « 2 » چون كف دست بود ، از سير مقرون به خير كوه بىكران « أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ » « 3 » مجمع غرايب « وَ إِلَى الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ » « 4 » گشته قباب آفتاب‌انتساب محملها به اوج « مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ » « 5 » پيوست . پياده و سوار آن محشر قيامت [ 422 ] نشان به صفت « مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ » درهم ريختند و دامن سعى بر ميان كوشش زده به دست عزيمت در دامن شتاب آميخت .

--> ( 1 ) . جهان‌آرا ، ص 273 : در سنهء « ست و عشر تسعمائه ( 916 ) نوروز قوى ئيل چهارشنبه دوازدهم ذى الحجّه درين بهار متوجّه ييلاق خرقان گشته مسموع حضرت شاه غفران‌پناه شد كه لشكر اوزبك بعضى الكاى كرمان را تاخت كرده‌اند بنابراين قاضى نور اللّه را نزد شيبك خان فرستاده او را از آن حركات شنيع منع فرمودند . و او در دفعهء آخر امير كمال الدين حسين ابيوردى را به درگاه فرستاده در صحيفهء خود اظهار غرور كرده بود و اين معنى بر خاطر اقدس گران آمده از آن ييلاق متوجّه خراسان شد » . ( 2 ) . غايشه ( 88 ) ، آيهء 17 . « و به زمين كه چسان گسترده شده » . ( 3 ) . همانجا ، ( 88 ) ، آيهء 17 . « آيا به شتر نمىنگرند كه چگونه آفريده شده ؟ » . ( 4 ) . همانجا ، آيهء 19 . « و به كوهها كه چگونه بركشيده‌اند ؟ » . ( 5 ) . الرحمن ( 55 ) ، آيهء 19 . « دو دريا را پيش راند تا به هم رسيدند » .